خود بزرگ پنداری اردوغان عالی مقام

Translated from English by Translators for Justice
منبع: http://www.huffingtonpost.com/stanley-weiss/the-megalomania-of-erdoan_b_3437350.html

لندن–  زمانی که هنوز استانبول با نام قسطنطنیه شناخته می شد، جوانان ترک برای اولین بار اعتراض خود را با تجمع در خیابانها اعلام کردند. ۱۰۵ سال پیش در یک شب گرم بهاری، جنبشی دانشجویی، ملی و سکولار بر علیه حکومت دیکتاتوری سلطان عبدالحمید دوم، نود و نهمین خلیفه اسلام و سی و چهارمین سلطان امپراطوری ششصد ساله عثمانی، به پا خاست. خواسته معترضان ساده بود: احیاء قانون اساسی کم عمری که سلطان در سال ۱۸۷۸ به تعلیق در آورده بود؛ چرا که این قانون آزادیهای بیشتری را برای شهروندان ترک به ارمغان می آورد. عبدالحمید به سرعت و با هراس سر تسلیم فرود آورد، و با تشکیل دوباره پارلمان دوره دوم قانون اساسی در ترکیه آغاز گردید.تغییرات جدید برای سنتگرایان اسلام گرایی که در ارتش ترکیه مشغول به خدمت بودند بیش از حد تحمل بود. به همین دلیل در مارس ۱۹۰۹، این افراد افسران بالا دست خود را خلع سلاح کردند و با حرکت در خیابانها خواستار احیاء شریعت اسلامی شدند. جوانان ترک اصلاح طلب مجبور شدند بگریزند و در همین زمان نویسنده ای با اظهار تأثر نوشت که “به نظر می رسد که ترکیه به سمت اسلام گرایی سوق پیدا خواهد کرد”. اما این چنین نشد. ظرف ده روز، اصلاح طلبان جمهوری خواه قسطنطنیه را دوباره در دست گرفتند. آخرین سنگر معترضان اسلام گرا پیش از تسلیم شدن به گروههای اصلاح طلب،  پادگان نظامی تاکسیم در قسمت اروپایی شهر بود. یکی از جوانان اصلاح طلب فعال در آن زمان مصطفی کمال بود که بعدها به آتاتورک، بنیانگذار ترکیه دموکراتیک مدرن و سکولار معروف شد. پادگان نظامی تاکسیم از آن پس به عنوان یادآور خطرات اصول گرایی اسلامی در اذهان باقی ماند.

تظاهرات خیابانی اخیر که ابتدا در استانبول طی دو هفته اخیر و پیش از اوج گرفتن در ۷۸ شهر دیگر ترکیه رخ دادند، در اصل اعتراضی بودند به برنامه نخست وزیر، رجب طیب اردوغان، برای ساخت بنایی مشابه  پادگان تاکسیم که در سال ۱۹۴۰ کاملا تخریب شده بود. این بنا قرار است درست در همان محل سابق پادگان و به بهای تخریب پارکی محبوب در آن منطقه ساخته شود. هرچند اعتراضات استانبول در سال ۱۹۰۹ و ۲۰۱۳ محرکهای متفاوتی دارند اما مسئله اصلی هر دو آنها یکی است: آیا اداره ترکیه که ۹۹٪ جمعیت مسلمان دارد، باید طبق قوانین الهی باشد و یا طبق قوانین انسانی؟ هرچقدرهم که نیروهای ویژه پلیس اردوغان معترضین را در هم بکوبند، واضح است که این مسئله با گاز اشک آور و توپهای آب حل شدنی نیست. این مبارزه برای روح ترکیه مدرن امروزی است و در نهایت مشخص خواهد کرد که آیا عضو قدیمی ناتو و دوست متحد آمریکا در طریق سکولار آتاتورک باقی می ماند و یا نسخه ترکی اخوان المسلمون مصر خواهد شد.

اردوغان خودبزرگ پندار و اسلام گرا، که خود را “امام استانبول” و “خادم شریعت” می نامد،  در تمام مدت فعالیت سیاسی خود هرگز موضع خود را پنهان نکرده است. وی در دوران ده ساله ای که شهرداری استانبول را به عهده داشت اظهار کرده بود که “تنها هدف ما دولتی اسلامی است”. در یکی از سخنرانیهایش در اواسط دهه ۹۰ که در یوتیوب پخش شد، اردوغان با بیانی شفاف و رسا می گوید که “انسان نمی تواند هم مسلمان باشد و هم سکولار. همزیستی اسلام و سکولاریسم غیر ممکن است”.

حیرت آورتر از همه این است که دولتهای غربی تا چه حد آگاهانه اهداف واقعی اردوغان را نادیده گرفتند. انعکاس این مسئله را می توان در سرمقاله ای عجیب که به تازگی در یکی از پر تیراژترین روزنامه های آمریکا به چاپ رسید مشاهده کرد. در این سرمقاله عنوان شده که بر اساس مطالعه ای “در چند سال اخیر در پایتخت های مختلف کشورهای غربی، خوش بینی عمومی در خصوص دموکراسی ترکیه وجود داشته است.” برای چهل و هشت درصدی از جمعیت ترکیه که در سال ۲۰۱۱ از انتخاب مجدد اردوغان سرباز زدند و همچنین پنجاه درصدی که وی را در اصل به خاطر موفقیتش در پیشبرد اقتصاد ترکیه انتخاب کردند پاسخ به این سوال مجله اکونومیست که آیا اردوغان خود را سلطان یا اقتصاددان می داند کار دشواری نیست. به گفته رون بن ایشای، روزنامه نگار، هدف اصلی و روشن اردوغان “بازگشت به دوران باشکوه امپراطوری عثمانی است”.

حال، آیا همه آنچه در مورد اردوغان گفته شد شباهتی با سابقه یک سیاستمدار جمهوری خواه سکولار دارد؟

همانطور که بارها گفته شده، حزب پیشرفت و عدالت اسلامی اردوغان از زمان روی کار آمدن خود در سال ۲۰۰۳ بیش از هر کشور دیگری در دنیا روزنامه نگاران را بازداشت کرده و  پای بیش از ۲۸۰۰ دانشجو را، اغلب به جرم ابراز عقیده، به زندان های ترکیه باز نموده است. در نتیجه اعمالی این چنین،  تا کنون بیش از ۲۰۰۰۰ شکایت رسمی بر علیه دولت ترکیه در دادگاه اروپایی حقوق بشر ثبت شده است.

اندکی پس از خواندن شعری اسلامی در یک سخنرانی عمومی با خطوطی چون “مساجد پادگان ما، گنبدها کلاهخود ما، مناره ها سرنیزه ما و سربازان ما وفادار”، اردوغان با استفاده از بودجه عمومی آغاز به ساخت ۱۷۰۰۰ مسجد کرد و همچنین برنامه خود را برای ساخت مسجدی عظمی که از تمام نقاط استانبول قابل رویت باشد اعلام نمود. ماه گذشته، در پانصد و شصتمین سالگرد فتح استانبول توسط عثمانیها، اردوغان پروژه ساخت سومین پل بوسپوروس را -که بخش آسیایی و اروپایی شهر را به هم متصل می کند -افتتاح کرد. این پل قرار است به یاد فاتح مباحثه برانگیز، سلطان سلیم اول، نامیده شود. سلطان سلیم اول اسلام سنی را به عنوان مذهب رسمی ترکیه اعلام کرد و سپس فرمان به قتل ۴۵۰۰۰ علوی داد چرا که از دید وی آنها به اندازه کافی مسلمان نبودند. بعدها وی دستور جدایی دختران و پسران در مدارس ابتدایی و متوسطه را صادر نمود و شرط سنی ورود به مدارس دینی را به ۱۱ سال کاهش داد. در نتیجه این کاهش سن تعداد ثبت نامها به سه برابر افزایش یافت. همچنین به فرمان وی مدارک ده ها هزار فارغ التحصیل مدارس اسلامی معادل با مدرک کالج شناخته شد و به این ترتیب بسیاری از این افراد توانستند سمتهای بالای دولتی را از آن خود کنند.

چیزی که بیش از همه ترک های سکولار را آشفته می کند همانی است که متفکر ترک، سیلا بن حبیب، “ریز-مدیریت اخلاقی زندگی خصوصی افراد” توسط اردوغان می نامد. اردوغان با اذعان به این که می خواهد “نسلی مؤمن” بسازد، بارها از جداسازی مردان و زنان در سواحل، از اعلان منع بوسیدن در متروها و قانون منع فروش مشروبات الکلی حمایت کرده است.  پس از لغو قانون ۹۰ ساله منع پوشیدن روسری در مکانهای عمومی، اردوغان در سخنرانی زنان ترک را مخاطب خود قرار داد و آنها را به داشتن حداقل سه فرزند فراخواند و در ادامه مخالفت خود را با تاسیس مهدکودکهای بیشتر ابراز کرد. مجله اکانومیست این سخنان اردوغان را اینگونه تفسیر می کند که ” زنان باید فرزندان بیشتری به دنیا بیاورند و در خانه بمانند”.

حال آیا این خرد حیرت انگیز ماه گذشته در طی بازدید اردوغان از کاخ سفید به ذهن او متبادر شده است!؟ در این سفر  اوباما در حضور عموم مجدد از اردوغان در خصوص نحوه تربیت دخترانش نظر خواست و وی را به خاطر شجاعت و رفاقتش تحسین کرد. سوال برانگیز است که چرا اوباما اصرار دارد که نخست وزیر ترکیه را همچنان به عنوان امین ترین متحد خود بشمارد؛ یعنی کسی را که در ده سال گذشته همواره همراهی با ایران، سوریه، حماس و حزب الله را ترجیح داده، آمریکا را به خاطر رویکرد قهرآمیزش با ایران بر سر مسئله اتمی نکوهش کرده و ۷۰ سال است که رابطه دوستی خود را با اسراییل قطع نموده است.

اردوغان درست ازهمان نوع اصول گراهای اسلامی است که آتاتورک هشدار داده بود و همان دلیلی است که بواسطه آن آتاتورک ارتش ترکیه را عهده دار صیانت از سنتهای سکولار ملت ترکیه کرد. در طی ۹۰ سال گذشته، ارتش برای انجام همین مسئولیت خود ۴ بار اقدام به کودتای نظامی کرد. بار آخر سال ۱۹۹۷ بود که استاد و الگوی اردوغان، نجمدین ارباکان، وادار به کناره گیری از قدرت شد. ارتش همواره در این زمینه حساس و با جدیت عمل کرده است. حال کسانی که از خود می پرسند چرا ارتش در دو هفته اخیر حرکتی نشان نداده و سکوت اختیار کرده باید بدانند که زکاوت اردوغان باعث و بانی این سکوت است. وی امکانی به دست آورد تا از تلاش بیهوده ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا به سود خود استفاده کند. با اعمال درخواست اتحادیه اروپا، وی ارتش را تحت کنترل اکثریت مردم در آورد. او با سلب قدرت از رهبران نظامی کار را به جایی رساند که از هر پنج ژنرال یک نفر آنها و نیمی از فرماندهان نیروی دریایی کشور با اتهاماتی بی پایه و اساس به زندان انداخت و سپس وفاداران اسلام گرای خود را به سمت های اصلی نظامی منسوب کرد. در همین راستا اردوغان در سال ۲۰۱۰ جنبش اصلاح قانون اساسی را رهبری کرد که در نتیجه آن قدرت قضایی سکولارها گرفته شد و حزب وی اختیار انتساب قضات و وکلا را به دست گرفت. در همین زمان حق شکایت و بازجویی از قضات را نیز برای خود ثبت کرد.

به همین دلیل است که ترکهای سکولار در هفته های گذشته به خیابانها رفتند چرا که در شرایط فعلی، خیابانها تنها تریبونی هستند که برای ابراز عقیده برایشان باقی مانده است. اگر اعتراضات نتیجه ای نداشته اند (اردوغان اکنون می خواهد علاوه بر پادگان نظامی عثمانی، مسجدی هم در میدان تاکسیم بسازد) حداقل توانسته اند جهان غرب را بیدار کنند و نشان دهند که ترکیه دیگر آن کشور دموکراتیک سکولاری که از ۹۰ سال پیش می شناسیم نیست.

اردوغان با اعمال وسیعترین تغییرات در سیستم سیاسی ترکیه از زمان آتاتورک، نهضتی را به چالش می کشد که در مرکز توجه و اهمیت عموم است. وی بر آن است تا قانون را به گونه ای بازنویسی کند که بواسطه آن حقوق و اختیارات رییس جمهور بسط پیدا کنند. همچنین با جدیت می کوشد تا جنگ با جدایی طلبان کرد را به پایان برساند و از این طریق حمایت بیشتری برای عملی کردن برنامه هایش کسب کند. به این ترتیب وی می تواند در سال ۲۰۱۴، درست پس از پایان دوره نخست وزیری خود، کاندیدای ریاست جمهوری شود. اگر اعتراضات و تظاهرات فعلی به جایی نرسند، می توان تصور کرد که در پایان احتمالا دو دوره ریاست جمهوری اردوغان در سال ۲۰۲۴ ترکیه در چه وضعیتی است و متحدانش چه کسانی خواهند بود.

اما این که اداره ترکیه باید بر اساس قانون الهی باشد و یا قوانین انسانی سوالی بیهوده است، چرا که از نظر اردوغان والا مقام که خود را تجدید تجسم حاکمانی چون سلیمان، یعنی هم سیاسی و هم مذهبی، می داند، قانون فقط و فقط یکی است.

نویسنده این مطلب رییس هیات مؤسس اجرایی تجاری امنیت ملی است. مقر این مؤسسه بی طرف در واشنگتن دی سی می باشد. مطلب فوق نظر شخصی استانلی وایس است.

One comment

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s